الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

316

مفاتيح الجنان (فارسى)

مسوزان ، و حال آنكه تو جايگاه آرزوى منى ، و در دوزخ جايم مده كه تو نور چشم منى ، اى آقاى من گمانم را به احسان و نيكىات تكذيب مكن كه تويى مورد اطمينانم ، و از پاداشت محرومم مگردان كه تو عارف به تهيدستى منى خدايا اگر مرگم فرا رسيده و كردارم مرا به تو نزديك نكرده پس اعتراف به گناهم را به پيشگاهت وسيلهء عذرخواهىام قرار دادم . خدايا اگر گذشت كنى ، پس سزاوارتر از وجود تو به گذشت كيست ، و اگر عذاب نمايى پس دادگرتر از تو در داورى كيست ؟ ، د راين دنيا به غربت ، و به گاه مرگ به سختى جان دادنم ، و در قبر به تنهايىام ، و در لحد به هراسم رحم كن ، و زمانىكه براى حساب در برابرت برانگيخته شدم و به خوارى جايگاهم رحمت آور ، و آنچه از كردارم بر انسانها پوشيده مانده بيامرز ، و آنچه را كه مرا به آن پوشاندى تداوم بخش ، و به من در حال افتادن در بستر مرگ كه دستهاى دوستانم مرا اين طرف و آن طرف كند رحم فرما ، و به من محبت فرما در آن حال كه روى تخت غسّالخانه به صورت درازا افتاده‌ام ، و همسايگان شايسهء مرا به اين سو و آن سو برمىگردانند بر من تفضّل كن ، و در وقت حمل شدنم كه بستگانم گوشه‌هاى جنازه‌ام را به دوش برداشته‌اند ، و در حالت حمل شدنم ، كه تنها در قبرم وارد پيشگاه تو شده‌ام بر من جود نما ، و در اين خانهء جديد بر غربتم رحم كن ، تا به غير تو انس نگيرم اى آقاى من ، اگر مرا به خودم واگذارى هلاك شده‌ام ، اى آقاى من ، اگر لغزشم را ناديده نگرى از چه كسى فريادرسى خواهم ، و به چه كسى پناه ببرم اگر عنايتت را در آرامگاهمم نداشته باشم ، و به چه كسى التجا برم اگر غم و اندوهم را بر طرف نكنى ؟ ، اى آقاى من كه را دارم و چه كسى بر من رحم مىكند ، اگر تو به من رحم نكنى ، و احسان كه را آرزو كنم ، اگر احسان تو را روز بيچارگىام نداشته باشم ،